يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
33
رياض الادويه ( فارسى )
[ متن كتاب رياض الأدويه ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه الذى خلق لكلّ داء دواء ، و جعل حبيبه لعلل القلوب شفاء ، محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - و اصحابه و سلّم و على آله و عترته الأطهار و أصحابه الأخيار و سلّم تسليما ابدا كثيرا كثيرا . [ و بعد ] ، بر ضماير صافيه محجوب نماند كه اين نسخهاى است مجلّى به عبارات جليّه ، مسمّى به رياض الأدويه ، كه به قلم شكسته رقم ترتيب داده و بنايش بر مقدّمهاى و دو باب و خاتمهاى نهاده : مقدّمه : در بيان كيفيّات ادويه و غير آن . باب اوّل : در ذكر ادويهء مفرده ، بر ترتيب حروف تهجّى . باب دويم : در [ ذكر ] ادويهء مركّبه ، بر ترتيب حروف [ تهجّى ] مذكوره . خاتمه : در امتحان جودت و ردائت ترياق فاروق و غير آن . نظم به هفتصد و چهل و شش شد اين رساله تمام * به يُمن عاطفت شاه معدلت آيين سكندر آينهدارا ! نشان همايون شاه ! * كه كان دانش و فضل است و منبع تمكين شهنشهى كه خرد مىنويسد القابش * سپهر لطف و كرم آفتاب دولت و دين زحل يكى ز غلامان درگهش باشد * كه بر فراخت از آن گونه سر به علّيّين نمود ميل صبوحى چو صبح عيش از مهر * فلك ز بهر وى آورده ساغر رنگين جبين ماه ندارد كلف ، كه فرسوده * بر آستانهء او بس كه سوده ماه ، جبين كمان صولت او تا قضا بزه كرده * به قصد دشمن او تير چرخ كرده كمين مباد دشمن او در جهان و باقى باد * زمان و دولت او ، تا بود زمان و زمين چو يوسفى ز دل و جان دعاى او گويد * عجب مدار كه روح الامين كند آمين